ان غروب

ان غروب را به یاد می اوری؟
هنگامی که دریا ناارام بود
هنگامی که در میان رزهای وحشی
اواز بلبل به گوش می رسید
و شاخساران معطر اقاقیا بر بالای سرت
در رقص بودند...
درختان تاک، در هم پیچیده از میان سنگ ها
سرک می کشیدند
ان جاده باریک، خاموش، بر فراز دریا گسترده شده بود
در کنار هم می تاختیم، دست تو در دستم
ایا به یاد می اوری غرش ان رود خروشان پس از باران را؟
که ذرات خود را بر سراپای ما می افشانید
و اندوهمان چه دور به نظر می رسید از ما
اه چگونه همه انها فراموشمان شد؟
متن انگلیسی ترجمه شده از روسی در ادامه مطلب

جاده