می خواستم این پست به قول اصحاب فن کاریکاتور یک بدون شرح باشد ولی ناگذیر از یک مقدمه ام...

ادبیات در طول تاریخ به عنوان وسیله ای برای بیان اهداف سیاسی در نظر گرفته شده است که هر

چند این قبیل اثارنتوانسته اند شاهکارهای مسلم ادبی باشند ولی هنگامی که با بیانی سمبولیک و دو

یا چند پهلو مانند اشعار حافظ یا مجموعه داستان دوبلینی ها اثر جیمز جویس غیرمستقیم توده مردم

را مخاطب قرار بدهند و پیامشان پیامی مغرضانه نباشد چه بسا جزو میراث ادبیاتی بشریت نیز حساب

شوند.با اینحال سیاست و جهتگیری های سیاسی به ظن من ادبیات را به بیراهه می کشند.

 *رابطه ی این دو (شعر و سیاست) به هم مثل  ربط کلاه سیلندری به نخود است و ازین دست!*

"شاملو"

*سیاست در اثر ادبی به شلیک گلوله ای در وسط یک کنسرت می ماند که این عمل هرچند ناپخته است اما نادیده گرفتن ان هم غیر ممکن است. ما در مورد تمام موضوعات زشت صحبت می کنیم*

"استاندال"

"The Charterhouse of Parma"

دوستان باهم جمع می شوند و در مورد سیاست صحبت می کنند و باهم به ان می اندیشند اما در همین حال هنر رمان از شما شخص دیگری می سازد که تمایل پیوستن به اجتماع را ندارید*

"اورهان پاموک"

"Interview with Carol Baker"