مورد دوم که شاید بر این تعریف یا نظریه سایه بیافکند موسیقی رپ (Rap) است از این جهت که استوار بر بداهه گویی و عموماْ دارای وزن و قافیه است ولی تفاوت در اهنگ (ریتم موسیقیایی) است که نمی شود در قالب ترانه جای داد چون اهنگش در ضمیمه ان قرار می گیرد و گفتارگراست و سرایش هدف ان نیست حال انکه ترانه باید سراییده شود و نه اینکه به شکل سریع دکلمه شود و در شعر هم ما با فاکتوری به نام سرعت در ادای کلمات مواجه نیستیم که بالعکس شعر در صورت خوانده شدن ارام و شمرده خوانده می شود.

مورد سوم که شاید جالب ترین مورد بررسی باشد این است که مانند تمامی هنرهای زبانی دو گونه متفاوت نوشتاری شعر و ترانه گاه برهم منطبق می شوند این انطباق از نوع استفاده موسیقیایی از اشعار نیست که بعضا ترانه دارای ویژگی هایی می شود که می توان شعرش نامید و ان عدم استفاده ابزاری از موسیقی یا نوا برای قاب گرفتن ترانه، استفاده از قالب های شعری کلاسیک هر زبان است  (غزل،قصیده در ادبیات پارسی و غزلواره و شبه غزلواره در ادبیات انگلیسی یا انواع دیگر قالب های کلاسیک) و صناعات ادبی است که از جمله مهمترین انها همین مولفه قالب های شعری می باشد متاسفانه مثال فارسی که بتواند به روشنی این مورد خاص  را نشان دهد پیدا نکردم و از اهنگی از استینگ (Sting) برایتان مثال می اورم.

I dream of rain
I dream of gardens in the desert sand
I wake in pain
I dream of love as time runs through my hand

این چهارپاره (Quatrain) اول این ترانه با نام (Desert Rose) است که همان گونه که می بینید چهار کلمه دو به دو باهم قافیه اند (Rain-Pain) و (Sand-Hand) و وزن صحیح و هجاهای مساوی در مصراع های زوج و فرد هم قابل مشاهده می باشند. از صناعات ادبی مشخص نیز از جان بخشی به اشیا (Time Runs) زمان می دود استفاده کرده که قابل تقدیر است. ولی باز این انطباق صورت برعکس استفاده از شعر در موسیقی است و به معنای یکی بودن شعر و ترانه نیست چون این ترانه ابتدا به ساکن برای سروده شدن نوشته شده و نه خوانده شدن. مطلب دیگری که شایان ذکر است این است که خود استینگ از طرف اصحاب موسیقی غربی مورد نکوهش های فراوان واقع شده که چرا از قالب ترانه عدول کرده و اهنگهایش بار ادبیاتی و شعرگونه به خود گرفته اند!